Account: (login)

More Channels


Are you the publisher? Claim this channel

Search in 126,171,484 RSS articles:

Channel Description:

##کلبه ای ساخته ام پر تنهایی خویش..##

Latest Articles in this Channel:

  • 10/10/10--07:18: فرم جدید (chan 2885182)
  • هدف از نوشتنم يادآوري يك سري چيزها به خودم بود، نه به تو. وقتي دقيق نشستم به خواندن پست هاي اخيرم به اين نتيجه ي جالب رسيدم. راستش من خيلي فرق كرده ام از روزي كه فكر مي كردم دارم مثل ملوان زبل كه وقتي اسفناج مي خورد عضلاتش پف مي كردند و لباسهايش جر مي خوردند، بسط پيدا مي كنم و همه ي چهارجوب هاي جامعه را مي شكنم. حالا كه فكر مي كنم مي بينم به همان پسر چهارچوب شكن بيشتر علاقه دارم تا به هميني كه الان داريد يادداشت هايش را مي خوانيد يا اين چند وقت كم و بيش خوانده ايد.

    حالا كه زندگي فرم نسبتا" جديدتري به خودش گرفته، احساس مي كنم بايد با دور تند به گذشته برگردم. بايد خودم را جمع و جور كنم و محسوساتم را سوژه ي مطلق يادداشتهايم نكنم. به جز چيزهايي كه احساس مي كنم، چيزهايي هم هست كه مي خوانم، مي فهمم و مي دانم.


  • 10/27/10--14:44: مرگ من .... (chan 2885182)
  • مرگ من روزی فرا خواهد رسید

    در بهاری روشن از امواج نور

    در زمستانی غبار الود و دور

    در خزانی خالی از فریاد وشور

    مرگ من روزی فرا خواهد رسید

    روزی از این تلخ و شیرین روزها

    روز پوچی همچو روزان دگر

    سایه از امروز ها ٬دیروز ها...

    "فروقغ فرخزاد"


  • 11/03/10--08:41: پاییز بارانی .باران پاییزی (chan 2885182)
  • هوا چند روزه بد جور عالیه!

    ادم هوس میکنه عاشق بشه ،عاشقانه بنویسه و یه مسیر طولانی رو زیر نم نم بارون قدم بزنه در حالی که پر از انرژز مثبته و غرق در افکارش .

    من که رفتم  به پیاده رویم برسم.

    شما هم وقت رو از دست ندین ، تر شدن لذتش بیشتره از داست ندینش!

     زیر باران باید رفت......


  • 02/19/11--08:23: عادت به اینگونه بودن (chan 2885182)
  • من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روی عشق و علاقه می رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند .
    «دکتر علی شریعتی»

    گاهی تحمل اینکه تنها از روی عادت زندگی میکنی دشوار تر است از حل مشکلاتت.اینکه گاهی حتی اراده ای از خود نداری تا انگونه که دوست داری زندگی کنی و اینجاست که دچار روزمرگی میشوی و زندگیت میفتد روی خط تکرار.

    این تکرار و تکراری بودن روزها ازار دهنده است ...

     


  • 03/12/11--08:04: دیدگاه (chan 2885182)
  • حسين بيشتر از آب

         تشنه ي لبيك بود...

    افسوس كه بجاي افكارش

          زخم هايش را نشانمان دادند...

    و بزرگترين دردش را بي آبي جلوه دادند...

                                                          دكتر علي شريعتي


  • 04/20/11--10:56: افکار دکتر (chan 2885182)
  • ینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم... اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم... اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم... اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم. وقتی كه بچه بودم هر شب دعا میكردم كه خدا یك دوچرخه به من بدهد. بعد فهمیدم كه اینطوری فایده ندارد. پس یك دوچرخه دزدیدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد. هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن

  • 05/15/11--08:17: ما هم بله!!! (chan 2885182)
  • بعد دو هفته پاشدی نشستی روبروی مونیتور زل زدی به این خط سیاهه که هی خاموش روشن میشه و داری فکر میکنی که چه جفنگی برای خودت سر هم کنی به اسم پست بزنی توی اون وبلاگ زپرتی ؟ تو انگار خیلی از مرحله پرتی پسر جان ، اون وبلاگ مرحوم که از فرط پرت و پلا نویسی های جناب عالی مدتهاست همون سه چهار تا خواننده ای رو هم که داشت از دست داده و مثل بسیاری از وبلاگ های دیگه تبدیل شده به سطل زباله ای برای افاضات بی سر و ته صاحبش !! حالا هی بردار عکس اون بالا رو عوض کن !!! هی علامات کج و ماوج این طرف اون طرفش اضافه کن ، که مثلا نشون بدی ما هم بله !!



    البته تقصیری هم نداری ها !! از ادمی مثل تو انتظار بیشتری هم نمیره !! می دونم که هر شب از ترس شروع شدن فردا جرات نداری سر بی صاحاب رو زمین بزاری و بخوابی، ولی خوب در هر حال فردا شروع میشه و طبق معمول هیچ چیز اون طور که تو انتظار داری و براش برنامه ریزی کردی پیش نمیره !!


  • 05/21/11--07:17: خودم (chan 2885182)
  • نمي دانم اين جا جاي مناسبي براي اين حرف ها هست يا نه . اما همين ديروز فكر كردم و بعد از كلي صغري كبري چيدن به اين نتيجه رسيدم كه خودم را گم كرده ام و خبر ي هم ازم نيست . نمي دانم . باز هم نمي دانم اين جا جاي مناسبي براي اين حرف ها هست يا نه اما خب من نمي دانم اين خود لعنتي ام را كجا پيدا كنم ؟ فكر كنم كار سختي باشد چون دقيقا يادم نمي آيد كجا بايد جايش گذاشته باشم .

  • 10/09/11--06:07: تکرار ملال اور (chan 2885182)
  • خیلی وقته اونی نیستم که باید باشم ،یا به بیان بهتر نمبتونم اونی باشم که باید باشم.اینکه دنیا داره هر جور که خودش میخواد بازیم میده روز ب روز غیر قابل تحمل تر میشه و این وسط منم که نه تکلیفم با خودم معلومه نه با اطرافیانم و نه با خود دنیا

    رسیدم به یه تکرار ملال اور...

    ...وبلاگم داره مخروبه میشه.، یاد روزای خوبی که با هم داشتیم ب خیر

     ...زندگی ادما یا بهتر بگم سرنوشت و اینده شون ارتباط تنگاتنگی با تصمیم هاشون داره.گاهی یه تصمیم اشتباه میتونه مسیر زندگیه ادم رو به کلی دگرگون کنه.اما گاهی هم میشه که تصمیم های درست برای کسی مثل من که ...همون نتیجه تصمیم اشتباه رو در پی داشته باشه.چیزهای هست که نمیشه گفت چون منتهی میشه به برداشت ها و نتیچه گیری های نادرست از دنیای اطرافم و ایضا ادمای توش، که شاید زیاد خوشایند نباشه .فقط اینو میتونم بگم گاهی وقتا دنیای کوچیک اطراف ما میتونه خیلی بیشتر رو سرنوشتمون تاثیر بذاره،خیلی بیشتر از اون تصمیم های سرنوشت ساز. و این که بعضی موقع ها میشه که اسیر بشی بین دنیات و ایضا ادمای توش! اینه که ملال اوره،این که نمیتونی بدون توجه به اونا و اینکه ممکنه چقدر سرنوشتت به سرنوشت بقیه گره خورده باشه٬برای خودت نفس بکشی


  • 10/23/11--05:40: اندر حکایت صبر... (chan 2885182)
  • شیخ به پاره ای از مریدانش دستور داد تا برای رسیدن به صبر، چهل روز در بیابان معتکف بشدندی، مریدان شوریده حال شدندی و از شیخ پرسیدندی که یا شیخ، راه دیگری هم برای به دست آوردن صبر موجود باشد؟ شیخ فرمود آری یک ساعت استفاده از اینترنت پر سرعت ایران

    مریدان همی نعره ای کشیدندی و راه بیابان پیش گرفتندی...